ای کاش شعله های جهنم بهشت را ميسوزاند

و التهاب بهشت جهنم را آب ميکرد

آن وقت...

ما ميمانديم و خدا

ميتوانستيم آزادانه خدا را دوست بداريم

و قلب هايمان را به خدا هديه ميداديم

و خدا با آن ديوارهای شهرمان را ميساخت

خوشا به حال شهر ما

که ديوارهايش هميشه ميتپد

و خدا را آزادانه دوست ميدارد

وقتی بچه بودم همه بهم ميگفتن دروغ نگومی گفتم چرامی گفتن چون ميری تو جهنم

يعنی اگه جهنمی نبود من دروغ ميگفتم؟

وقتی بزرگ تر شدم بهم گفتن نماز بخون گفتم چرا ميگفتن چون نخونی ميبرنت جهنم

يعنی اگه ترس از جهنم نبود من نبايد خدا را سپاس ميگفتم؟

گفتن غيبت نکن گفتن خيانت نکن گفتن دل نشکون گفتن تحمت نزن وقتی ميگفتم چرا بازم ميگفتن ميبرنت جهنم

گفتن مهربون باش گفتن به همه کمک کن گفتن عاشق باش گفتن پول حلال بخور بازم گفتم چرا اين دفعه گفتن ميبرنت بهشت

خدايا از يه طرف ترس جهنم و داشتم و از طرف ديگه زوق بهشت

يعنی به خاطر اين ترس و ذوق من بايد ها و نبايد ها ی دنيا را عمل ميکنم

يا به خاطر تو ...

اگر ميترسم چرا انجام ميدم و اگر ذوق دارم چرا تلاش نميکنم  پس نه ذوق دارم و نه ترس چرا دل ميشکنم چرا دروغ ميگم چرا بدی ميکنم چرا؟ شايدم نميدونم اطلا باور ندارم

پس اگه باور ندارم چرا خدا را دوست دارم

من ميدونم من خدا را باور و دوست دارم ولی ...

 دلم ميخواد هيچ وقت هيچ بهشتو جهنمی وجود نداشت هيچ وقت هيچ فلسفه و قانونی برای تو وجود نداشت

هيچ وقت بهم نميگفتن اگه اين کارا بکنی خدا را دسيت داری اگه روزی ۱۷ بار خم و راست شی ولی تو زندگيت دست يه درمانده را نگيری فقط چون همه ميبينن که تو خمو راست ميشی ميگن آدم خوبيه

خدااگه يا من عاشقتم يه معشوقه هيچ وقت قلب عشقشو به درد نمياره پس فقط به خاطر خودت ميخوام خوب باشم نه به خاطر بهشت و جهنمت

۱ ماه گرسنگی نميکشم ولی دلم ميخواد ۱۲ ماه به گرسنه ها کمک کنم آيا من کافرم؟

۵ دقيقه نماز نخونم ولی ۲۴ ساعت شکرت کنم من کافرم؟

بياين خدا را به خاطرخودش بخوايم و بس 

 

 

  
نویسنده : شهره ; ساعت ۱:٠٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٥ تیر ،۱۳۸٥
تگ ها :