فهرستی از سوتی های من و دوستان:

راستش امشب دفترچه ياداشتمو باز کردم و ليست سوتی های به ثبت رسوندمو ديدم و کلی خنديدم از برگه اول دفترم واستون ميگم تا هر جا که اين سوسيس های زبون بسته نسوخته شکم بی درو دروازه ما به غارو غور نيفتاده.

خلاصه از اوليش که ديشب به سحر زنگ زدمو ديدو که تو يه مهمونی و داره حسابی حال ميکنه منم که از حسودی داشتم ميترکيدم که چرا به من نگفته و خودش رفته به جای گفتن تا به کی ميخوای ادامه بدی گفتم تا که بی ميخوای...

پريشب داشتم با مهدی سر اين چهار تا خواستگار باقی مونده واسمون حرف ميزديم که بهش گفتم داداش ميدونی من خودم عالق و باقلم (عاقل و بالغ)

يه بارم که داشتم از کنار خيابون ميرفتم که دی دفعه نبرد سپر يه تاکسی با زانوهای بد بخت ما شروع شدو تو اين جنگ تن به تن پاهای ما رو به له شدن بود که جيق کشيدمو به راننده گفتم کاری ميکنم که گواهينامت باطلشه راننده هم در کمال م و دب بودنش گفت سگ کی باشی منم که فکر ميکردم الان جواب کوبنده ای بهش ميدم گفتم سگ جنابعالی...

ضمنن يادتون باشه مثل من از اين به بعد به جای گفتن حشره بگين حچره..

يا اين که وقتی استاد محاسبات ميگه بيا پای تابلو و بلد نيستسد حل کنيد بگيد استاد مرسی

يا وقتی ميخواين تاکسی بگيرين به جای خيابون بگين خيارون

هيچ چيز بد تر از اون موقع نبود که رفتم تو يه ساندويچی که سه چهار تا از اين بچه فوکولی ها واستاده بودن منم در کمال اعتماد به نفس گفتم ببخشيد آقا يه همبر بدين و يه شامپو خانواده مشکی..

 زين پس به جای کلمه کيوسک ميتوانيد بگوئيد کی کوکس..

لطفا اگر سوتی قشنگ دادين تا حالا برام بگين

  
نویسنده : شهره ; ساعت ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٤ خرداد ،۱۳۸٥
تگ ها :