سلام

گفته بودی از خودم بگم و از دلم بنویسم

باشه پس خوب گش کن

از تمام خوبیها و بدی هام از تمام زشتی ها و زیبایی هام از حس رفتن وکوچ تا حس موندن عشق باشه از همه چی میگم از همه جا ولی بگو بگو که گوش میدی به حرفام؟

یه مدت نبودم دیدم از یاد رفتم حالا که اومدم چی میشه مهمه؟

پس از یاد برم و نباشم بهتره .... پس خودم چی دلم تنگه ؟

مخوام برم نمیخوام بمونم دیگه خستم همیشه از رفتن گفتم و آخرشم نرفتم ولی اگه جدی شدو رفتم چی میتونم ؟

ولی خواب دیدم که میتونم تو خوابم فقط گریه کردم مهمه؟

خوب گریه که خوبه ... ولی گریم از دلتنگی اینجا بود

حالا اگه گریه دلتنگی نکنم ولی اینجا زجر بکشم خوبه؟

ولی اگه رفتمو زجر کشیدم چی؟

اون وقت دوتا مشکله هم گریه و هم زجر این دیگه مهمه!

ولی اگه رفتم خوب و بود چی

به نظرت اگه بمونم یه عمر تو حسرت رفتن زندگی نمیکنم؟ اونوقت این زندگی زندگیه؟

ولی اگه برمو ببینم همش خواب بود واقعیت چیز دیگس چی؟

آخه میدونی  حمید شوهر سارا میگفت بده نیا

ولی خود سارا میگه خوبه حالا خوبه یا بده؟

ولی پیمان میگه خوبه ولی نه خیلی اما میگه بهتر از اینجاس نه؟

اگه فکر نکنم و یه دفعه ببینم وقتش شد باید برم چی؟ولی اگه هی فکر کنم که دیوونه میشم نه؟

مامان میگه بی تو میمیرم ولی منم که نمیتونم بمونم یعنی مامان میاد؟ 

خوب اینجام باشم که همیشه نمیتونم پیش مامان باشم پس برم؟

ولی اگه برم دلش میگیره

خدایا چی کار کنم

تو که میگی از خودت بگو این منم یه مشت دلهره یه مشت اظطراب یه مشت حسرت و خواب خیال یه مشت ریسک یکی تو سر خودم یکی تو سر زندگیم میزنمو بازم نمیدونم ولی واسم دعا کن ..........

  
نویسنده : شهره ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٥
تگ ها :